سلام به همه گی ایران خانوم و ....من دیگه تو وب چیزی نمینویسم خیلی ببخشید!
امروز برای همیشه میرم و فقط باید بگم خداحافظ
ارسال شده در جمعه نهم اسفند 1387 توسط
ارسال شده در دوشنبه نهم دی 1387 توسط
این داستان اثر نویسنده آمریکائی هنریه
دوجوان همو دوست داشتن ، بی پول هم بودن ، کریسمس هم
نزدیک بودکادو هم باید میگرفتن ، بدون اینکه بهمدیگه چیزی بگن
پیش خودشان نقشه خرید کادو برای هم می کشن .
دختره موهای بلندطلائی خیلی خوشگلی داشته و پسره پیش
خودش فکر میکنه گل سر بگیره .
پسره هم مثلا یک پیراهنی داشته ولی کراوات نداشته که دختره
پیش خودش تصمیم میگیره براش یک کراوات بخره .
گفتم اینها از مال دنیا بی بهره بودن .
دختره کراوات پسر را با فروش موهای طلائیش میخره
پسره گلِ سر دختر را با فروش تنها پیراهنش . . . . . . . .
از رسول دیلمقانی (اسمعیلی ) : برداشت آزاد از یک قصه گوی قرن ۱۹ آمریکائی هنریه
ارسال شده در جمعه ششم دی 1387 توسط
تا کريسمس چند روز بيشتر نمانده بود و جنب و جوش مردم براي خريد هديه کريسمس روز به روز بيشتر ميشد. من هم به فروشگاه رفته بودم و براي پرداخت پول هدايايي که خريده بودم، در صف صندوق ايستاده بودم. جلوي من دو بچه، پسري 5 ساله و دختري کوچکتر ايستاده بودند. پسرک لباس مندرسي بر تن داشت، کفشهايش پاره شده بود و چند اسکناس را در دستهايش ميفشرد. لباسهاي دخترک هم دست کمي از مال برادرش نداشت ولي يک جفت کفش نو در دست داشت. وقتي به صندوق رسيديم، دخترک آهسته کفشها را روي پيشخوان گذاشت، چنان رفتار ميکرد که انگار گنجينهاي پر ارزش را در دست دارد. صندوقدار قيمت کفشها را گفت: 6 دلار. پسرک پولهايش را روي پيشخوان ريخت و آنها را شمرد: 3 دلار و 15 سنت. بعد رو کرد به خواهرش و گفت: فکر ميکنم بايد کفشها رو بگذاري سرجايش ...
دخترک با شنيدن اين حرف به شدت بغض کرد و با گريه گفت: نه! نه! پس مامان تو بهشت با چي راه بره؟ پسرک جواب داد: گريه نکن، شايد فردا بتوانيم پول کفشها را در بياوريم. من که شاهد ماجرا بودم، به سرعت 3 دلار از کيفم بيرون آوردم و به صندوقدار دادم. دخترک دو بازوي کوچکش را دور من حلقه کرد و با شادي گفت: متشکرم خانم ... متشکرم خانم.
به طرفش خم شدم و پرسيدم: منظورت چي بود که گفتي: پس مامان تو بهشت با چي راه بره؟ پسرک جواب داد: مامان خيلي مريض است و بابا گفته که ممکنه قبل از عيد کريسمس به بهشت بره! دخترک ادامه داد: معلم ديني ما گفته که رنگ خيابانهاي بهشت طلائي است، به نظر شما اگر مامان با اين کفش هاي طلائي تو خيابانهاي بهشت قدم بزنه، خوشگل نميشه؟ چشمانم پر از اشک شد و در حالي که به چشمان دخترک نگاه ميکردم، گفتم: چرا عزيزم، حق با تو است مطمئنم که مامان شما با اين کفشها تو بهشت خيلي قشنگ ميشه!

ارسال شده در پنجشنبه پنجم دی 1387 توسط
سلام دوستان ببخشید دیر اپ کردم و این که خانم مریم از الان قسمت مدیریت درج یا ویرایش قالب رو به عهده خواند داشت قالب جدید هم کار ایشونه این قالب از هر لحاظ استاندارد است وهیچ مشکلی نداره و من هم پست امروزم رو عکس های فانتزی و زیباییی گذاشتم که امید وارم خوشتون بیاد نمونش همون عکس های عروسکی ست که همیشه تو همه ی پست هام میذارم و بقیشون در ادامه ی مطلب هستن
بقیه در ادامه ی مطلب

سلام دوستان من باز هم اومدم و این این بار یه پست ویژه دارم عکس های از غول پیکر ترین سگ های جهان موفق باشید و خداحافظ
بقیه در ادامه ی مطلب
خدا حافظ راستی به زودی عکس های گربم رو میذارم

امروز براتون یه پستی دارم که خیلی با حاله براتون عکس از اسب های زیبا گذاشتم واقعا محشن امید وارم لذت ببرید راستی میدونید چند روز که نبودم کجا بودم رفته بودم خانه ی دوستانم و اون ها بهم ۲ تا بچه سگ کوچولو و یه گربه دادن درباره ی گربه باید بگم یه گربه ی سفید از نژاد پرشینه براش خاک گربه خریدم و جای توالتش رو یاد گرفته خیلی نازه ولی هنوز بچس و اون ۲ تا سگ ها هم خوبن یکی شون سفیده و نژادش پومارین ست و اون یکی دالمیشنه همون سگ خالدار اما فکر نکنم بتونم نگهشون دارم یه خاطر توالت و ... اما گربه چون حتما باید روی خاکش دستشویی کنه راحتم و فقط اون رو نگهمیدارم

بقیشون در ادامه مطلب هستند

ادامه مطلب
ارسال شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387 توسط
سلام خیلی از دوستان سوال کرده بودند چرا مارو تو پیوند های روزانت لینک میکنی و چرا ما رو در پیوند هات نمیزاری ؟
باید بگم فقط سایت هایی که پیچ رنگی شون از ۴ به بالا باشه در لینک های ثابت من قرار خواهند گرطفت برای این که پیچ خودتون رو بفهمید به سایت زیر برید
http://testpagerank.net/
اگر هم پیج رنگی تون پایین تر از ۴ بود و خیلی خواستارید در پیوند های ما باشید باید بگم لینکتون فقط یک هفته در سایت میمونه و بعد یا حذف شده و یا در قسمت پیوند های روزانه خواهد رفت از خانم ها الهام مرضیه فاطمه و ندا و اقای علی واقعا معذرت میخواهم که لینکشون حذف شده

ارسال شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387 توسط
خسته نباشید ممنون که به من سر میزنید
امروز داشتم فکرم می کردم از چی پست بذارم 
بذارید یه کم فکر کنم...
اها فهمیدم فهمیدم امروز میخوام از دو قلو هایی عکس بذارم که به هم چسبیده اند بعضی هاشون
ناراحت کنده هستند ولی زیاد ناراحت نشید چون کم یابند و دیگه تکرار نخواهد شد
دو قلو های ایرانی لاله و لادن روحشان شاد

بقیشون رو گذاشتم در ادامه ی مطلب نظر یادتون نره

ادامه مطلب
ارسال شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 توسط
ببخشید چنذ وقت نبودم و من هم شما رو می بخشم که نظر ندادید
راستی چرا نظر ندادید ؟؟؟
لابد میخواید من بگم که چرا اپ نکردم واقعا که...
خوب چون که من مهربونم از خود گذشتگی میکنم و میگم

واقعا میبخشید واقعا حال و حوصله اش رونداشتم اما ..
با خودم گفتم تا من دوباره بیام کلی نظر میدی ولی...
امروز که اومدم هیچی نظر نداده بودید

ازتون انتظار نداشتم الان هم قهرم 
ولی می بخشمتون اشکالی نداره ولی دیگه تکرار نشه

اخه دوستون دارم (خدایا این اخرین دروغی بود که گفتم
امروز موضوع جالبی داریم
حدس بزنید چیه؟؟؟
بله امروز عکس های جدید اما واتسون رو گذاشتم همون هرمیون در فیلم هری پاتر
حتما نظر بدید من منتظرم اگه یه بار دیگه اشتباهتون رو تکرار کنید ...
یه روغنی براتون میپزم که ۶ تا اش از بغلش بزنه بیرون 

بقیشون رو گذاشتم تو ادامه ی مطلب و ... نظر یادتون نره

ادامه مطلب
ارسال شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 توسط